تبليغاتX
همسایه -

همسایه

شعر

با سلام

این غزل به قول مهدی رهدار از اختیارات غزل آزاد استفاده شده با اینکه خودم اعتقادی به اون

ندارم

با روزگار عاشقی هایت چه کرده

مردی که پیش چشمهایت گریه کرده

بس کن خدای گریه ها  طوفان به پا شد

این قطره ها یک دشت را دریاچه کرده

با واژه های تازه ای از مشق لیلی

هی می نوشـ... مجنونم و هی پاره کرده

یک سال دیگر از عبورش باز رد شد

حالا گلایه بی دلیل از کوچه کرده

صد بار افتادی به پایش پیک آخر

پر کن تو ساقی باده را او توبه کرده

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 17:37  توسط رضا جعفری ازغندی  |